close
نازچت
خلاصه قسمت آخر سریال ترکی عشق
آخرین اخبار سایت :
تی شرت مردانه طرح Unlock me
مينی کولر روميزی USB
کفش ورنی مردانه Versace
کفش مردانه ریباک مدل GL6000
فروش ویژه مينی كولر روميزی USB



مينی كولر روميزی USB، قابلیت خنک کردن با استفاده از محفظه مخصوص آب. دارای 2 دریچه باد خروجی قابل تنظیم به زوایای مختلف ...
مینی کولر یو اس بی، قابلیت خنک کردن با استفاده از محفظه مخصوص آب را داراست. محصولی فوق العاده برای کارکردن شما در روزهای گرم تابستانی میباشد.
قابل حمل بوده دارای وزن کم، سبک و قابل جا به جایی بوده که شما در هر مکانی با استفاده از برق، باطری، یا حتی شارژر پاوربانک، میتوانید آن را روشن نموده و از آن استفاده نمایید. دارای خروجی باد فوق العاده از نوع دو دریچه می باشد که دریچه های خروج باد آن، به صورت جداگانه، قابل تنظیم بوده و میتوان جهت باد هریک از آنها را مشخص نمود.

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 39000 تومان

خلاصه قسمت آخر سریال ترکی عشق
خلاصه قسمت آخر سریال ترکی عشق

خلاصه قسمت آخر سریال ترکی عشق

Serial Eshgh Yekdost.ir

خلاصه قسمت آخر سریال ترکی عشق

سریال ترکی عشق یکی از سریال های محبوب ترکیه است که در سایت معتبر IMDB نمره ۷ را گرفته است . سریال عشق هنوز از شبکه های فارسی زبان پخش نشده است.

سریال ترکی عشق یکی از سریال های محبوب ترکیه است که در سایت معتبر IMDB نمره ۷ را گرفته است . سریال عشق هنوز از شبکه های فارسی زبان پخش نشده است.

اصلی تاندوگان در این سریال نقش شبنم دختر ثروتمندی رو بازی میکنه که در کودکی پدرش رو از دست داده و با مادرش (نباهات چهره)در خانه بزرگی زندگی میکنن. آزرا هازال کایا مربی تنیس شبنم ودوست پسر آزرا بنام کرم  که با آزرا هم دانشگاهی هم هست مربی شنای شبنم هستن
شبنم که از کرم مربی شناش خوشش اومده شب تولدش به او درخواست رقص میده که این موضوع باعث حسادت آزرا میشه ومتوجه میشه شبنم کرم رو دوس داره
یکشب پدر کرم که مقدارزیادی قرض بالا آورده با اسلحه خودکشی میکنه و طلبکارا بعد از مرگ او پسرش رو تهدید به مرگ میکنن وبه او میگن در کوتاهترین زمان ممکن باید پول روجور کنه .
آزرا و کرم که خیلی همدیگه رو دوس دارن وقرارازدواج گذاشتن به فکر فرو میرن که چطور پول رو جور کنن.یکروز شبنم سر بازی تنیس از هوش میره و آزرا اتفاقی میشنوه که دکتر به شبنم میگه اون مبتلا به بیماری لاعلاجیه و چند ماه بیشتر زنده نمیمونه در پایان این قسمت آزرا پیشنهاد عجیبی به کرم میده ومیگه برو با شبنم ازدواج کن .

جان و عذرا رسیدن باشگاه…جان به عذرا میگه اینجا دیگه واسه ماست.عذرا میگه یعنی چی؟جان میگه من میدونستم مامانم اینکارو میکنه واسه همین هم قرارداده خرید اینجارو از قبل آماده کردم عذرا خوشحال میشه میگه پس این بود نقشت؟جان میگه مگه میشه بدون تضمین تورو وارده همچین کاری کنم.الان میریم تو قرار دادو با احمد امضا میکنیم همه این زمینا و باشگاه ها واسه ما میشه .شغله جدیدمون و مدیرش هم عذرا ورال عشق منه.عذرا ذوق میکنه و باهم میرن تو.احمد میگه خوش اومدین و بهشون تبریک میگه . جان میگه اگه چکهارو وصول کردی و قرارداد هم آماده ست کارا رو شروع کنیم.احمد میگه نمیدونم چه جوری باید بهت بگم من از واگذاری اینجا منصرف شدم.جان عصبانی میشه میگه چه اتفاقی افتاد یهو؟؟آهان بزار خودم واست حدس بزنم نسلیهان ورال بهت زنگ زده و گفته ااگه این قراردادو ببندی نابودت میکنه تو هم قبول کردی.جان بلند میشه عصبانی میشه داد میزنه و شیشه کمد یارو رو میاره پایین میگه من چه طور بهت اعتماد کردم؟

عذرا جانو میبره بیرون.احمد به نسلیهان زنگ زد گفت چکارو فورا” براتون میفرستم….دکتر تلفنو میده به منشی میگه به خوده نسلیهان زنگ بزن بگو گوشی جامونده اونم زنگ میزنه میگه شبنم خانم امروز اومده بودن مطب گوشیشون جا مونده.نسلیهان میگه دکتر زنان اومده بود؟منشی هم میگه اره.به زودی یه خبره خوبی به شما میده از هیجانش گوشی رو جا گذاشته…نسلیهان تلفنو قطع میکنه و شبنم میره خودش گوشی رو میگیره و به شبنم نمیگه که به مامانش زنگ زده.عذرا جانو دلداری میده میگه مگه قرار نبود از همون اول محکم باشیم.جان میگه من باختم عذرا حالا چه جوری میخوایم زندگی کنیم؟ما حتی خونه نداریم من نمیتونم تو خیابون نگهت دارم.عذرا میگه من تو رو بدون پول خواستم…جان پا میشه بره عذرا میگه پشیمونی با من عروسی کردی جان هم قانعش میکنه و میگه مگه میشه و میره…یکی به شبنم زنگ میزنه میگه تبریک میگم جان عروسی کرده شبنم جا میخوره میگه ممنونم و سریع به جان زنگ میزنه میگه تو چرا به من نگفتی عروسی کردی مگه من همیشه بهت کمک نمیکردم.جان هم که عصبانیه میگه با هم رودر رو صحبت میکنیم و توضیح میدم.عذرا یه نامه واسه جان مینویسه میزاره کنار تخت بعد از اونجا میره…کرم میره سره مزار باباش میگه نمیخواستم اینطوری ازت یاد کنم اما هرچی برام گذاشتی واسم عذاب اورد من هیچ وقت مثل تو نمیشم..هیچ وقت بچمو بی پدر نمیزارم و…اورهان هم همه این حرفارو میشنوه.نسلیهان به صدف زنگ میزنه میگه شبنم بارداره میگه کرم با اینحال که میدونسته واسه شبنم خطرناکه نباید اینکارو میکرد.صدف هم میگه خب اونم با این بچه وارث میشه نسلیهان میگه واسم فقط سلامتی شبنم مهمه.عذرا میره پیش نسلیهان تا ببینتش به زورر وارده اتاق میشه چون اجه نمیزاشته اجه میگه نتونستم جلوشو بگیرم الان نگهبانا رو خبر میکنم.نسلیهان میگه مشکلی نیست به اجه میگه که بره.نسلیهان به عذرا میگه: اونجوری که میخواستی نشد فک کردی با جان ازدواج میکنی و یک زندگی راحت داری اما من نمیزارم.عذرا میگه از کجا میدونی من چه انتظاری دارم؟نسلیهان میگه:چقدر میخوای تا طلاق بگیری؟هرچی بگی بی چونه قبول میکنم.عذرا میگه فک کردی درد من پول شماست؟نسلیهان میگه مگه چیزه دیگه ای هم میتونه باشه؟عذرا میگه اگه من پول میخواستم قرارداد ازدواج رو امضا نمیکردم و واستون نمیفرستادم.نسلیهان جا میخوره.میگه کدوم قرارداد؟عذرا میگه من جانو دوست دارم انقدر هم دوستش دارم که حاضرم واسه اینکه اذیت نشه از زندگیش برم بیرون .جان میره هتل نامه عذرا رو پیدا میکنه و میخونه: جان عشقم دوست دارم نمیخوام زندگی سختی رو که پیش رو داریم به خاطره من تحمل کنی.من باهاش مشکلی ندارم چون بهش عادت دارم ولی تو نمیتونی.مادرت نمیزاره ما خوشبخت بشیم هرچی بیشتر اذیت بشی عشقت نسبت به من کمتر میشه ودرنهایت تموم میشه.همین کافیه که بدونی خیلی دوست دارم و همیشه خواهم داشت…جان میگه وای عذرا نمیتونی اینکارو با من کنی.یکی از کارمندای نسلیهان دیده بود که اجه از روی میز پوشه عذرا رو برداشته نسلیهان میره سمت میزش بهش میگه اون پاکتو به من بده.پاکتی که تو کشوت هستو به من بده.اما اجه مقاومت میکنه و میگه خصوصیه نگهبان به اجه میگه اون کشوی شرکنه درضمن دیدن که پاکتو شما قایم کردین. اجه هم پاکتو پس میده نسلیهان میبینه که آره عذرا واقعا” توافق نامه ازدواجو امضا کرده بودو فرستاده بود بعد هم به نگهبان میگه اجه اخراج و بندازنش بیرون.نسلیهان میره خونه به صدف میگه من داشتم زندگیشو تباه میکردم…شبنم میاد خونه نسلیهان بهش میگه چه طور با خودت اینکارو میکنی؟نمیتونی به دنیاش بیاری وشبنم گفت من به هر قیمتی اونو به دنیا میارم نسلیهان گفت اگه چیزی بشه من کرمو با دستای خودم خفه میکنم.اونم گفت من خودم خواست حامله بشم اما الان موضوع مهمی که باید راجع بش حرف بزنیم اوضاع بدیه که تو جان و عذرا رو قرار دادی…اورهان میره جلو.کرم میگه اینجا چیکارداری؟اورهان میگه اینجا قبره بابای منم هست.کرم میگه من بدهی مو دادم و مجازات هم شدم دیگه چی میخوای؟اورهان میگه من حالا حالاها باتو کار دارم.کرم میگه منو بکش .اورهان میگه من تورو نمیکشم.کرم یکم تهدیدش میکنه و میگه سره راه زندگی من قرار نگیر و میره…جان میره خونه به مامانش میگه الان خوشحالی؟ میتونی با ناراحت کردن بچه هات خوشحال باشی.مامانش میگه معذرت میخوام جان من اشتباه کردم توافق نامه رو میده به جان میگه عذرا اینو فرستاده بود و هیچی واسه خوش نخواسته .شبنم میگه دیدین راجع به عذرا اشتباه کردین؟اونم میگه معذرت میخوام.مامانش به جان میگه میتونین با عذرا اینجا زندگی کنین جان میگه مامان اینم یه بازیه جدیده؟اما میگه نه این بازی نیست جان هم خوشحال میشه و سریع میره.عذرا رفته پیش ملیس میگه جان ناراحت میشه اما فراموش میکنه همونطورکه کرم منو فراموش کرده اونم فراموش میکنه نمیخوام بیشتر از این به خاطره من اذیت بشه.همون لحظه جان میاد خونه ملیس .به عذرا میگه زود باش میریم خونه.عذرا میگه خونه؟جان میگه مامانم منتظره ماست .عذرا و ملیس خوشحال میشن و عذرا بغلش میکنه.جان و عذرا میرن خونه مامان جان از عذرا معذرت خواهی میکنه میگه ببخشید راجع به شما اشتباه میکردم و…عذرا میگه حالا که همه باهمیم چیزه دیگه ای مهم نیست.صدف هم بهشون تبریک میگه و میگه باید یه عروسی بگیریم جان میگه اگه شما بخواین حتما”.شبنم تو اتاقش داره آماده میشه که یهو معدش تیر میکشه اما خودشو جمع و جور میکنه و میاد پایین.با عذرا رو بوسی میکنه و تبریک میگه…شبنم به عذرا اینا میگه که بارداره…جان میگه واست خوب نیست اما شبنم همون حرفارو میزنه که میخوام مادر بشم.مامانش میگه تو الان یه زن تنهایی اما شبنم میگه دیگه تنها نیستم قراره با کرم یه زندگی جدیدی رو شروع کنیم همون موقع هم کرم میرسه.عذرا و کرم چپ چپ همدیگرو نگاه میکنن کرم به هردو شون تبریک میگه.نسلیهان میگه میخوام همه کناره هم باشیم خوشبخت بشین همون لحظه صدای زنگ در میاد کسی نیست به جز اورهان.همه بلند میشن که ببینن کی اومده.کرم و عذرا حسابی جا میخورن.اورهان میگه چه خانواده خوشبختی اما من بازم دعوت نیستم.کرم میگه تو اینجا چیکارداری؟نسلیهان میگه شما کی هستین؟اورهان میگه من راز این خانوادم.شبنم میگه این یعنی چی؟ جان میگه از چه رازی داری حرف میزنی؟ کرم میگه فورا” از اینجا برو بیرون اما اورهان میگه من جایی نمیرم .جان میگه اگه مشکلی دارین بعدا” حلش کنیم امروز یه روز خاصه.اورهان میگه منم اومدم تا خاص ترش کنم اومدم برای برادره خودم آرزوی خوشبختی کنم…کرم میگه گمشو برو وگرنه…اورهان اسلحه شو درمیاره جان میگه از خونه ما برو بیرون اما اورهان میگه من اومدم شمارو از دروغها خلاص کنم اورهان یه عذرا و کرم میگه شروع میکنین تعریف کنید یا من تعریف کنم؟کرم میگه بهت اجازه نمیدم خوشبختیمو ازم بگیری اورهان میگه: چه غلطی میخوای بکنی؟کرم میگه کاری که باید از اول میکردم میپره سمت اورهان تا اسلحه رو ازش بگیره و به طرف خوده اورهان شلیک کنه همه داد میزنن که کرم نه..ولش کن اما دیگه دیر شده اسلحه دست جفتشونه و هردو مقاومت میکنن که یهو اورهان دستش میخوره و شلیک میکنه و تیر میخوره به شبنم چون جلوشون وایساده بود و میفته تو بغل جان..کرم اسلحه رو از اورهان میگیره و اورهانو با تیر میزنه و بعدش میره سمت شبنم همه متعجبن نمیدونن چی کار کنن…شبنم خونی افتاده زمین و جان و کرم هم کنارش .کرم داد میزنه میگه شبنم نه…یه کاری کنین آمبولانس خبرکنید…نشون میده آمبولانس داره شبنمو میبره نسلیهان و صدف هم پشتش میرن نسلیهان داد میزنه میگه شبنم توروخدا چشماتو باز کن عذرا و جاان هم پشتشونن اما وقتی شبنم رو میزارن تو آمبولانس روشو هم میکشن که نشون بدن شبنم مرده…(نسلیهان داد و بیداد میکنه و تو بغل صدف غش میکنه)از اون طرف هم پلیسا دارن کرمو میبرن عذرا اون وسط فقط نگاه میکردو باورش نمیشد.صبح میشه مراسم خاکسپاری شبنمو نشون میده و عذرا داره از دور یواشکی نگاه میکنه…کرم هم منتقل میشه به زندان …صدف و نسلیهان بعدش میرن خونه و همش گریه میکنن.جان هم وضعش بدتر از همه اینا …کرم تو زندان عکس شبنمو نگاه میکنه و فک میکنه.بعد از گذشت چند روز جان و عذرا نشستن نزدیک ساحل.جان به عذرا میگه چراترکم کردی؟چرا بعد از اون اتفاق تو هم رفتی؟عذرا میگه یادته از من پرسیده بودی کرم باهات چه نسبتی داره؟جان میگه آره.عذرا میگه کرم دوست پسرم بود.اونو من به سمت شبنم هول داده بودم .جان میگه: تو داری چی میگی؟ عذرا ادامه میده مسئول همه چیز منه .جان درحالی که تعجب کرده و بغض میگه: داری دروغ میگی؟اما عذرا میگه نه متاسفانه راسته ولی واقعا” عاشقت شدم حتی اگه همه چیزو از نو شروع کنیم من نمیتونم فراموش کنم همیشه خاطرات گذشته بینمون میمونه .جان میگه از اینجا برو.عذرا میگه واقعا” متاسفم و از اوجا میره….پایان

منبع : ارسالی کاربران

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تخفیفان

دوستان

موضوعات

Category

لینک دوستان

Links

جستجو

Search
تبلیغات
آمار
آمار مطالب و اطلاعات شما
  • مجموع مطالب :1103 پست
  • کل نظرات :93
  • آی پی شما :54.224.121.67
  • مرورگرشما :
  • سیستم عامل شما :
  • امروز :شنبه 27 آبان 1396

آمار و اعضای سایت
وبسایت ما امروز 1,595 بازدید داشته است . در حال حاضر 1 کاربر در وبسایت ما آنلاین میباشند . بازدید کل وب 2,319,968 می باشد . تا کنون 32 عضو در سایت ثبت نام کرده اند . ورودی گوگل امروز وب24 میباشد. بازدید این ماه وبسایت 36,123 می باشد. بازدید دیروز سایت 1,273 تعداد و ورودی گوگل دیروز 12 تعداد می باشد. آي پي امروز 92 نفر و آي پي ديروز 90 نفر می باشد. این هفته 18,751 کاربر از سایت ما دیدن کرده اند که بازدید سال سایت تا بدین لحظه 617,227 نفر می باشد.
آرشیو
شنبه 06 خرداد 1396پنجشنبه 28 آبان 1394يکشنبه 24 آبان 1394چهارشنبه 20 آبان 1394يکشنبه 17 آبان 1394چهارشنبه 13 آبان 1394شنبه 10 آبان 1393جمعه 09 آبان 1393پنجشنبه 08 آبان 1393سه شنبه 06 آبان 1393دوشنبه 05 آبان 1393يکشنبه 04 آبان 1393شنبه 03 آبان 1393جمعه 02 آبان 1393پنجشنبه 01 آبان 1393چهارشنبه 30 مهر 1393سه شنبه 29 مهر 1393دوشنبه 28 مهر 1393يکشنبه 27 مهر 1393چهارشنبه 23 مهر 1393سه شنبه 22 مهر 1393دوشنبه 14 مهر 1393يکشنبه 13 مهر 1393شنبه 12 مهر 1393جمعه 11 مهر 1393جمعه 28 شهريور 1393سه شنبه 25 شهريور 1393چهارشنبه 12 شهريور 1393سه شنبه 11 شهريور 1393يکشنبه 09 شهريور 1393جمعه 07 شهريور 1393پنجشنبه 06 شهريور 1393چهارشنبه 05 شهريور 1393سه شنبه 04 شهريور 1393يکشنبه 02 شهريور 1393شنبه 01 شهريور 1393جمعه 31 مرداد 1393چهارشنبه 29 مرداد 1393سه شنبه 28 مرداد 1393دوشنبه 27 مرداد 1393شنبه 25 مرداد 1393دوشنبه 06 مرداد 1393جمعه 27 تير 1393پنجشنبه 26 تير 1393جمعه 16 خرداد 1393پنجشنبه 15 خرداد 1393دوشنبه 22 ارديبهشت 1393يکشنبه 21 ارديبهشت 1393پنجشنبه 21 فروردين 1393چهارشنبه 21 اسفند 1392سه شنبه 20 اسفند 1392دوشنبه 19 اسفند 1392جمعه 16 اسفند 1392دوشنبه 12 اسفند 1392چهارشنبه 07 اسفند 1392سه شنبه 06 اسفند 1392دوشنبه 05 اسفند 1392يکشنبه 04 اسفند 1392شنبه 03 اسفند 1392جمعه 02 اسفند 1392پنجشنبه 01 اسفند 1392چهارشنبه 30 بهمن 1392سه شنبه 29 بهمن 1392دوشنبه 28 بهمن 1392يکشنبه 27 بهمن 1392شنبه 26 بهمن 1392جمعه 25 بهمن 1392پنجشنبه 24 بهمن 1392چهارشنبه 23 بهمن 1392سه شنبه 22 بهمن 1392دوشنبه 21 بهمن 1392شنبه 19 بهمن 1392جمعه 18 بهمن 1392چهارشنبه 16 بهمن 1392جمعه 27 دی 1392پنجشنبه 26 دی 1392شنبه 21 دی 1392پنجشنبه 19 دی 1392چهارشنبه 18 دی 1392چهارشنبه 04 دی 1392سه شنبه 03 دی 1392دوشنبه 02 دی 1392شنبه 30 آذر 1392دوشنبه 25 آذر 1392يکشنبه 24 آذر 1392جمعه 22 آذر 1392پنجشنبه 21 آذر 1392چهارشنبه 20 آذر 1392سه شنبه 19 آذر 1392دوشنبه 18 آذر 1392يکشنبه 17 آذر 1392شنبه 16 آذر 1392جمعه 15 آذر 1392پنجشنبه 14 آذر 1392چهارشنبه 13 آذر 1392سه شنبه 12 آذر 1392دوشنبه 11 آذر 1392يکشنبه 10 آذر 1392شنبه 09 آذر 1392جمعه 08 آذر 1392پنجشنبه 07 آذر 1392چهارشنبه 06 آذر 1392سه شنبه 05 آذر 1392دوشنبه 04 آذر 1392يکشنبه 03 آذر 1392شنبه 02 آذر 1392جمعه 01 آذر 1392پنجشنبه 30 آبان 1392چهارشنبه 29 آبان 1392سه شنبه 28 آبان 1392دوشنبه 27 آبان 1392يکشنبه 26 آبان 1392شنبه 25 آبان 1392جمعه 24 آبان 1392پنجشنبه 23 آبان 1392چهارشنبه 22 آبان 1392جمعه 10 آبان 1392سه شنبه 19 شهريور 1392سه شنبه 12 شهريور 1392چهارشنبه 06 شهريور 1392يکشنبه 03 شهريور 1392دوشنبه 24 تير 1392يکشنبه 23 تير 1392شنبه 22 تير 1392جمعه 21 تير 1392پنجشنبه 20 تير 1392چهارشنبه 19 تير 1392سه شنبه 18 تير 1392دوشنبه 17 تير 1392شنبه 15 تير 1392جمعه 14 تير 1392پنجشنبه 13 تير 1392سه شنبه 28 خرداد 1392جمعه 27 ارديبهشت 1392سه شنبه 06 فروردين 1392پنجشنبه 24 اسفند 1391دوشنبه 21 اسفند 1391شنبه 19 اسفند 1391جمعه 18 اسفند 1391شنبه 12 اسفند 1391جمعه 11 اسفند 1391يکشنبه 06 اسفند 1391شنبه 05 اسفند 1391سه شنبه 04 مهر 1391دوشنبه 06 شهريور 1391يکشنبه 05 شهريور 1391چهارشنبه 21 تير 1391چهارشنبه 18 مرداد 1391شنبه 07 مرداد 1391پنجشنبه 22 تير 1391جمعه 10 شهريور 1391دوشنبه 14 فروردين 1391يکشنبه 08 مرداد 1391دوشنبه 02 مرداد 1391يکشنبه 12 شهريور 1391سه شنبه 13 تير 1391دوشنبه 09 مرداد 1391چهارشنبه 04 مرداد 1391دوشنبه 13 شهريور 1391پنجشنبه 15 تير 1391سه شنبه 17 مرداد 1391پنجشنبه 05 مرداد 1391دوشنبه 19 تير 1391چهارشنبه 01 فروردين 1385جمعه 06 مرداد 1391
امکانات جانبی

تصویر ثابت

× بستن تبلیغات
§قــالب گــراف§
قالب گراف وبسایتی پراز قالب های
زیبا و حرفه ای ومخصوص وبلاگها
WWW.GHALEBGRAPH.IR
§یار گمنام§
یارگمنام رسانه ای فرهنگی مذهبی
به همراه مقالات و فایل های گرافیکی مذهبی
WWW.YARGOMNAM.IR
§عنوان سایت شما§
چند سطری در مورد سایت شما
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید.
WWW.YourSite.IR
§عنوان سایت شما§
چند سطری در مورد سایت شما
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید.
WWW.YourSite.IR